عباس اقبال آشتيانى

83

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

نژادى باقيست كه ايشان را از ساير اقوام غير مغول ممتاز و مشخص مىكند و در جميع ايشان نيز كم‌وبيش ظاهر است . بطور كلى تاتارها مردمى هستند داراى گوشهاى بزرگ و مو و ريش و سبيل كم و صورت پرگوشت داراى چين‌هاى فراوان و گونه‌هاى برجسته ، فاصلهء ما بين دو چشم پهن و پلكهاى ضخيم و چشمها بادامىشكل است . اندازهء متوسّط قد در ميان تاتارها از 614 / 1 متر است تا 684 / 1 . رنگ موهاى ايشان سياه و رنگ پوستشان زرد يا قهوه‌اى روشن و بينىها پهن و منخرين باز است . رنگ چشمان غالبا تيرهء روشن و متمايل به كبودى است و در ميان تاتارها مخصوصا فرزندان و اعقاب يسوكاى بهادر پدر چنگيز خان را كه از طايفهء قيات بوده چون چشمان كبود تيره داشته‌اند مغول بورجقين يعنى اشهل مىگفتند و مقصود از قبيلهء بورجقين‌قيات فرزندان و نوادگان پدر چنگيز بوده است . نظر شخص چنگيز خان خصوصا به اين بوده كه طوايف مغول مطيع خود را به شكلى نگاه دارد كه بوسيلهء آن بدويان چادرنشين همه‌وقت بر متمدّنين شهرنشين غالب باشند به همين جهت به هيچ‌يك از آداب متمدّنين توجه نداشت بلكه مغول را از اختيار شهرنشينى منع مىكرد و خود او جز به مراجعت به سرزمين اصلى اجدادى و ادامهء همان زندگانى بدوى اظهار علاقه نمىكرد . مغول به عادت عموم بدويان در زير چادرها منزل مىكردند و مقام خود را در ييلاق يا قشلاق به زبان مغولى يورت يا اردو « 1 » مىگفتند و بنابراين عادت حتى بعد از تسخير ممالك متمدنه و احتياج به اقامت در پايتخت هم باز براى خود محلهائى را بعنوان ييلاق و قشلاق اختيار مىكردند و در تابستان و زمستان با حشم و خيول و مواشى به آن نقاط مىرفتند و اشخاصى بنام يورتچى قبلا براى انتخاب مقام مناسب جهت خان و حواشى او به اطراف سفر مىنمودند و منازلى لايق براى اين كار اختيار مىكردند و خان مغول با اتباع و احشام و اغنام خود به‌آنجا مىرفت و چادرهاى موئين يا نمدى اردوى خود را برپامىنمود و كسان او نيز در زير همين قبيل چادرها يا كلبه‌هائى كه از شاخ و برگ درختان مىساختند

--> ( 1 ) - اين كلمه كه در السنهء اروپائى نيز داخل شده بتدريج مجازا معنى لشكر و همراهيان خان يا پادشاه را پيدا كرده و به همين معنى هم در فارسى مصطلح است چنان كه لغت Horde در زبان فرانسه كه تحريف‌شدهء كلمهء اردوست همين مفهوم اخير را با اندك تفاوت معنى دارد .